چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Wednesday, December 21, 2005

يلدا

امشب شب يلداست. بلند ترين شب سال. شايد در زمانهاي دور يلدا بسيار بلند و طولاني بوده است اما حالا شب يلدا نه بخاطر طولاني بودن بلكه بعنوان بهانه اي براي فرار از يكنواختي مطرح است. در شب يلدا رسم بر آن است كه تفالي هم به ديوان حافظ عليه الرحمه مي زنند. اما من امشب سنت شكني كردم و به اشعار شيخ اجل سعدي عليه الرحمه تفالي زدم و او هم پاسخي مرحمت نمود كه اينچنين است
من نظر باز گرفتن نتوانم همه عمر
از من اي خسرو خوبان تو نظر باز مگير
اين حديث از سر دردي است كه من مي گويم
تا بر آتش ننهي بوي نيايد ز عبير
گر بگويم كه مرا حال پريشاني نيست
رنگ رخساره خبر مي دهد از سر ضمير
من از اين هر دو كمانخانه ابروي تو، چشم
برنگيرم وگرم چشم بدوزند به تير
عجب از عقل كساني كه مرا پند دهند
برو اي خواجه كه عاشق نبود پند پذير

0 Comments:

Post a Comment

<< Home