چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Tuesday, January 10, 2006

ابراهيم

امشب كه شب عيد قربان است به سراغ سوره ابراهيم رفتم. بر خلاف انتظارم، سوره حاوي تنها چند دعا از ابراهيم بود و تقريبا هيچ چيزي در خصوص زندگي شگفت آور آن حضرت نداشت. ابراهيم در دوره اي كه بت پرستي همه چيز مردم بود بدنيا آمد و دنيا را تا ابد مسحور زندگي سراسر رشد و سلوك خود كرد

ابراهيم يتيم با عموي خود آزر زندگي مي كرد
از وقتي خود را شناخت به خلقت انديشيد
بت پرستي را هيچگاه نپذيرفت و همواره بدنبال خالق و چگونگي خلق بود
شجاعتش باور نكردني است. يك تنه تمامي بت پرستي را هدف گرفت
با تفكر به اعتقادي راسخ رسيد تا آنكه تمامي بت ها را به خاك انداخت
از پرتاب شدن به آتش نهراسيد و از همان آغاز آتش را گلستان مي ديد
اهميت سوال و ترديد را مي دانست و حتي از خداوند خواست تا نشانه هاي چگونگي معاد را نشانش دهد
در عين حال بهاي دانستن را هم مي دانست كه اعطاي يقين، با رها كردن هاجر جوان و اسماعيل نوزاد، آنهم در بيابان بي آب و علف آزمايش مي شود
و صحنه آخر
فرزند صالح و دلبند را به دست خود قرباني كن

و ابراهيم كه از ترديد و سوال و اعتقاد و بت شكني و آتش و هم نشيني با فرشتگان و سوال از خداوند و يقين گذشته است به امتحان دشوار تحمل دانستن خوانده مي شود

و بي هيچ ترديدي اسماعيلش را به قربانگاه مي برد
و سر فراز، پرده شناخت و يقين را كامل مي كند
وسنگهاي كعبه دلدادگي را برثقل امكان بنا ميكند

عيد سر فرازي انسان در برابر معبود مبارك باد

1 Comments:

Blogger علی said...

خدایا زندگیم را به ایمان مزین کن و ایمانم را به یقین مبدل

Thursday, January 12, 2006 9:45:00 AM  

Post a Comment

<< Home