سهم امشب
سهم امشب من از اشعار بلند سعدي اين بود
جنگ از طرف دوست دل آزار نباشد
ياري كه تحمل نكند يار نباشد
گر بانگ برآمد كه سري در قدمي رفت
بسيار مگوييد كه بسيار نباشد
آن بار كه گردون نكشد، يار سبك روح
گر بر دل عشاق نهد، بار نباشد
تا رنج تحمل نكني گنج نبيني
تا شب نرود صبح پديدار نباشد
دل آينه صورت غيب است وليكن
شرط است كه بر آينه زنگار نباشد
سعدي حيوان را كه سر از خواب گران شد
در بند نسيم خوش اسحار نباشد
آن را كه بصارت نبود، يوسف صديق
جايي بفروشد كه خريدار نباشد
جنگ از طرف دوست دل آزار نباشد
ياري كه تحمل نكند يار نباشد
گر بانگ برآمد كه سري در قدمي رفت
بسيار مگوييد كه بسيار نباشد
آن بار كه گردون نكشد، يار سبك روح
گر بر دل عشاق نهد، بار نباشد
تا رنج تحمل نكني گنج نبيني
تا شب نرود صبح پديدار نباشد
دل آينه صورت غيب است وليكن
شرط است كه بر آينه زنگار نباشد
سعدي حيوان را كه سر از خواب گران شد
در بند نسيم خوش اسحار نباشد
آن را كه بصارت نبود، يوسف صديق
جايي بفروشد كه خريدار نباشد


0 Comments:
Post a Comment
<< Home