چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Tuesday, February 28, 2006

قمار عاشقانه


خنك آن قماربازي كه بباخت آنچه بودش
بنماند هيچش الا هوس قمار ديگر
مولوي

Sunday, February 26, 2006

نانوا و ماهي

صبح زود نانوا كارش را شروع كرد تا نان را به راننده تاكسي دهد
راننده تاكسي با عجله صبحانه را خورد تا اولين مسافرش را سوار كند
مهندس با عجله از تاكسي پياده شد تا نقشه ها را به كارگاه برساند
تعداد زيادي مهندس با ولع نقشه ها را خواندند و به سركارگرها دادند
كارگرها با مرارت به ساخت و ساز مشغول شدند
خانه ها در حال تمام شدن بود و نانوا به خانه اي كه برايش ساخته مي شد نگاه مي كرد
همه براي هم كار مي كردند تا زندگي كنند
ماهي توي تنگ مرتب آب مي نوشيد و تكان نمي خورد
ماهي نان نمي خواست
ماهي نيازي به تاكسي و نقشه و حتي خانه نداشت
ماهي هم زندگي ميكرد
نانوا بدنبال فرق خودش با ماهي بود

Thursday, February 23, 2006

نان بربري


نان بربري هميشه خاطره انگيز است

Wednesday, February 22, 2006

سرمشق

در مدرسه سرمشق داشتيم و بايد آنقدر مي نوشتيم تا نوشتن درست را ياد مي گرفتيم
خيلي ها با اكراه تمام قلم را مي چرخاندند و تنها بفكر گذر زمان و خوردن زنگ بودند
چند نفري هم دقت مي كردند وياد ميگرفتند
بالاخره زنگها خورد و همه مدرسه را ترك كرديم. ياد گرفته ها و ياد نگرفته ها.
خيلي جاها ديديم كه اگر خط بلد بوديم چقدر خوب بود

هر روز از زندگي پر از سرمشق است
مثلا امروز خوش اخلاقي يكي از همكاران و اثرات بسيار زياد آن بر روي ديگران را ديدم
با كمي فكر مي توان به يقين رسيد كه روزها تمام مي شوند
و چه موفقند كساني كه سرمشق ها را دست كم نمي گيرند

Tuesday, February 14, 2006

اگر

اگر ابرها خورشيد را از من پنهان كنند
اگر طوفان راهم را سد كند
و حتي فرصت يازكردن چشمها را هم ندهد
اگر سرما تا عمق جان رخنه كند
و اگر پرستوباز هم به لانه باز نگردد
هنوز چيزي در دلم هست
كه چهره خورشيد، آرامش نسيم، گرماي حضور و
شادي پرستو را درمن زنده نگاه ميدارد
و آن چيزي نيست جز ......ه

Thursday, February 09, 2006

كمال

اگر در هر لحظه خاص براي هر چيز و هر كس خاص يك بهترين فعل يا حالت وجود داشته باشد (كه در راستاي هدف غايي جهان است) مسلما آن چيز يا كس خاص بايد همان را انجام دهد يا در آن حالت قرار گيرد.

اگر كمي فكر كنيم مي بينيم كه اگرچه آن بهترين وجود دارد ليكن در اغلب موارد براي افراد ناشناخته است. به ميزان ناشناخته بودن بهترين براي هر كس، مسير حركت او از كمال دور مي افتد.

بهانه ناشناخته بودن بهترين براي يك انسان، چيزي از دور افتادگي محتوم وي از كمال نمي كاهد. مثلا شما اگر ندانيد و برروي موتور داغ ماشين آب سرد بپاشيد موتور حتما آسيب مي بيند

اگر كمال مطلق انوار رنگارنگ نور باشد به ميزان دوري از بهترين ها ، چهره جان، در رنگهاي مختلف نور، به تناسب دوري از بهترين كم فروغ مي شود بگونه ايكه با يك نگاه مي توان كارنامه دقيق فرد را پيش رو داشت

براي هر چيز هم حركت بسوي كمال متصور است. مشتي خاك هم در مسير گياه و حيوان و انسان و نور گام بر مي دارد كه اگر مسير آن هم درست نباشد مقصد تاريكي است

هيچيك از جملات فوق از علوم هپروتي نيست كه واقعيت ما و جهان اطراف ماست و اگر ما بهترين را نمي شناسيم و زندگي سرسري داريم بخاطر گم شدن در روزمرگي هاي بيهوده است

به اين جملات دقت كنيد
صراط مستقيم از مو باريكتر است
هر كس باندازه ذره اي عمل خير كند خواهد ديد و اگر باندازه ذره اي شر باز هم خواهد ديد
دنيا لهب و لعب است
چشم داريد و نمي بينيد، گوش داريد ونمي شنويد
ما اين امانت را به كوهها داديم نپذيرفتند
در روز حساب مجرمان از سيمايشان شناخته مي شوند


منظور من از آوردن آيات فوق بهيچ وجه برداشت هاي مذهبي نيست منظور من واقعيتي است كه اين آيات نشان مي دهند
حال بايد ديد تاچه حد مي توانيم بهترين را در هر لحظه تشخيص دهيم يا حتي حدس بزنيم

Tuesday, February 07, 2006

سوراخ دعا

من چون خيلي با سياست ميانه اي ندارم علت حمله به سفارت دانمارك در تهران را نمي فهمم. در اين كه كشيدن كاريكاتور هايي از پيامبر كه رحمته للعالمين است و ربط آن با تروريسم تلاشي موذيانه و بسيار مشكوك بوده است حرفي نيست اما آيا براستي عملكرد ما هم در دفاع از اسطوره رحمت و يانحوه ابراز ناخرسندي ما بعنوان پيروان پيامبراسلام هم چنين پيامي داشت؟ه

دانمارك وسوئد و نروژ از يخ ترين كشورهاي جهانند كه يخ بودنشان در دنياي سياست و شركت در بحران هاي جهان هم كاملا آشكار است. حالا ما كه الحمدلله اين همه مسئله داريم به يكباره با اتكا به داستاني كه هيچ كس هم از واقعيت آن آگاه نيست، اين سه كشورخنثي را هم به زور خودمان به صف مخالفان هل داديم
بگذاريد داستان را مختصرا مرور كنيم : كاريكاتورهايي در روزنامه اي در دانمارك، كشوري كه معمولا دولت متبوع نظارتي هم برروزنامه هاي اينچنيني ندارد چاپ شده است. متعاقب اين عمل زشت، نخست ورير آن كشور هم بخاطر جريحه دار شدن احساسات مسلمين عذر خواهي مي كند. البته شايد در نورم اروپايي كمي هم خنده دار باشد كسي كه منطقابراي كنترل روزنامه ها اختياري نداشته كه حالاعذرخواهي هم بكند. با اين حال سفارت آن كشور به آتش كشيده شده و كارهايي مي شود كه تنها با كمي عقل مي توانست بشدت بهتر و مفيد تر باشد

در يك جمع بندي ساده مي توان بوضوح ديد كه با روشهايي كه اتخاذ كرده ايم دستاويز هاي مشعشعي را به رايگان به حريف داده ايم و مي دهيم تا قادر شود كه حرفهاي حق ما را هم بشدت وارونه جلوه دهند وحاصل آن باشد كه اين ملت فكور و خيرخواه را بي منطق و ماجراجو بنمايانند.
آسيب به مملكت آنقدر بزرگ است كه بايد فرياد زد كه آيا كساني كه شعله ها را روشن كردند تا كنون هيچ چيزي از كشوري مثل دانمارك، تمايلات سياسي آن و شيوه حكومتي آن مي دانسته اند كه اين روش خشن و بي منطق را اعمال كردند؟ آياكاريكاتورهاي ديگر انبيا بزرگ را در اينترنت ديده اند يا فقط حضرت محمد (ص) مال ماست و ساير انبيائ اولوالعزم مال ديگرانند كه كاريكاتور هاي مستهجني در باره آنها را در هر جستجويي در اينترنت بوفور مي توان يافت ت كنون ساكت بوده اند

ما را چه شده؟ ما كه در فرهنگ خود داريم هزار دوست كم است و يك دشمن بسيار چگونه است كه اينچنين بي محابا در برخي موارد از سرمايه هاي ملت براي ياركشي در بحران ها حاتم بخشي مي كنيم ودر برخي موارد اينگونه نابخردانه آب به آسياب دشمن مي ريزيم
يا ما اميد واهي داريم يا سوراخ دعا گم شده است

Friday, February 03, 2006

حال واحوال (محرم)ه

يك خاندان بزرگ،
با شخصيتي ممتاز و وارث انبيا و اوليا،
حرفي دارند
آنقدر بزرگ كه بايد با خون شريفترين انسان ها نوشته شود
مرارت ها مي كشند تا به عظيم ترين صحنه تاريخ مي رسند
فريادشان نور است آنچنان كه مولايشان سفينه نجات مي شود كه
هر كه در راهش رود نجات مي يابد و هر كه اعراض كند غرق مي گردد
آنقدر سيراب از يقين كه خون عزيز ترين هايشان را به آسمان پاشيدند و نجوا كردند كه فتقبل منا
آنقدر شيداي نگاه يار كه ذره اي از اشتياق گذرشان از تيغ ها و تيرها و پايكوبي اسبان بر سينه هاشان نگذشتند
آنقدر آگاه و عارف كه خطبه هاشان روشنگر تاريخ شد
مرگ را جز سعادت نمي بينم و زندگي با ظالمان را جز شقاوت
اگر دين نداريد آزاده باشيد
آيا كسي هست كه مرا (حسين) ياري كند
براي درك ذره اي از فلسفه عاشورا توفيقي بجوييم

Wednesday, February 01, 2006

انرژي هسته اي ايرانيزه

معمول آن است كه وقتي كشورها موشك هاي حامل كلاهك هاي اتمي خود را آزمايش مي كنند صداي دنيا در مي آيد و بعد از چندي هم مي گويند خوب كاري است كه شده! اما ما ايراني ها كه "سخن نزد ايرانيان است وبس" بلافاصله بعد از پرتاب موفقيت آميز ماهواره زهره به آسمان خيال شروع به تمجيد از دستاوردها نخبگان در زمينه هاي هسته اي كرديم و با قدرت افسانه اي خود براي دنيا تعيين تكليف كرديم. چه خوب گفته اند بزرگان كه "آنكه دارد خاموش و آنكه ندارد در خروش".ه
حالا يه مصداق آش نخورده و دهان سوخته، شده ايم محور اتحاد ظالمين كه اگر مسئولين ما كمي هم با روابط دنيا آشنا بودند و حداقل آموزش هايي در اين زمينه مي ديدند ( البته نه از نوع دوره هاي چاپ وتوزيع رابطه اي دكتري) مي توانستند خود اسباب اجابت دعاي اللهم اشغل الظالمين بالظالمين با شند. شايد بايد اين جمله را با فلز نوشت و داغ كرد و بر پيشاني دست اندركاران چسباند كه دشمن بزرگ اين مملكت نا آگاهي و جهل است