چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Friday, February 03, 2006

حال واحوال (محرم)ه

يك خاندان بزرگ،
با شخصيتي ممتاز و وارث انبيا و اوليا،
حرفي دارند
آنقدر بزرگ كه بايد با خون شريفترين انسان ها نوشته شود
مرارت ها مي كشند تا به عظيم ترين صحنه تاريخ مي رسند
فريادشان نور است آنچنان كه مولايشان سفينه نجات مي شود كه
هر كه در راهش رود نجات مي يابد و هر كه اعراض كند غرق مي گردد
آنقدر سيراب از يقين كه خون عزيز ترين هايشان را به آسمان پاشيدند و نجوا كردند كه فتقبل منا
آنقدر شيداي نگاه يار كه ذره اي از اشتياق گذرشان از تيغ ها و تيرها و پايكوبي اسبان بر سينه هاشان نگذشتند
آنقدر آگاه و عارف كه خطبه هاشان روشنگر تاريخ شد
مرگ را جز سعادت نمي بينم و زندگي با ظالمان را جز شقاوت
اگر دين نداريد آزاده باشيد
آيا كسي هست كه مرا (حسين) ياري كند
براي درك ذره اي از فلسفه عاشورا توفيقي بجوييم

1 Comments:

Anonymous Anonymous said...

جز قلب تیره هیچ نشد حاصل وهنوز
باطل در این خیال که اکسیر (می کنیم) میکنند

Wednesday, February 08, 2006 4:06:00 AM  

Post a Comment

<< Home