زيبايي ها كجاست
خورشيد راهش را ميرود
كوهها سر جايشان ايستاده اند
وقتي كه خورشيد حتي بدون ديدن كوهها در پشت آنها غروب مي كند
زيباترين نقاشي هاي طبيعت خلق مي شود
بنفشه ها مسير رشد خود را طي مي كنند
زرد و بنفش و مخملي
از نقش و نگار دل انگيز خود هم خبري ندارند
اما فرش بنفشه در باغها و باغچه ها مدهوش كننده است
بهار
فصل بيداري طبيعت است
هر موجودي به راه خود مي رود
ابر، باران، درخت، شكوفه
هيچكدام حتي زيبايي را نمي دانند
تنها در راه خود شناورند
و در شان خود قرار مي گيرند
كل شئ هو في شان
اما انسان به وجد مي آيد
چون زيبايي را مي فهمد
به اندازه انسان بودنش از زيبايي ها لذت مي برد
بهار
هديه زيباي خداوند براي انسان زيبابين است
قدر بهار را بدانيم


2 Comments:
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از بی بادگی اینک تهیست
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با بهار
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ
دل هايمان را بهاري كنيم
Post a Comment
<< Home