لبخند
در پاسخ استغاثه اي چون
از ظلمت خود رهاييم ده............ بانور خود آشناييم ده
فرمود
حكايت مي آورند كه حقتعالي مي فرمايد كه اي بنده من حاجت ترا در حالت دعا و انابه زود بر مي آوردمي اما آوازه ناله تو مرا خوش مي آيد مثلا دو گدا بر در شخصي آمدند يكي مطلوب و محبوب است و آن ديگر عظيم مبغوض. خداوند خانه گويد بغلام كه زود بي تاخير بآن مبغوض نان پاره بده تا از در ما زود آواره شود و آن ديگر را كه محبوب است وعده دهد كه هنوز نان نپخته اند صبر كن تا نان برسدو بپزد. دوستان را بيشتر خاطرم مي خواهد كه ببينم و دريشان سيرسير نظر كنم و ايشان نيز در من، تا چون اينجا بسيار دوستان گوهر خود را نيك نيك ديده باشند چون در آن عالم حشر شوند آشناييي قوت گرفته باشد زود همدگر را شناسند و بدانند كه ما در دار دنيا بهم بوده ايم و بهم خوش بپيوندند زيرا كه آدمي يار خود را زود گم مي كند....ه
فيه ما فيه
مولوي


2 Comments:
زيرا كه آدمي يار خود را زود گم كند؟ در اينكه دعا در حالت انابه زودتر مستجاب مي شود حرفي نيست ولي اينكه خداوند دوست دارد بنده محبوبش را بر در خانه نگهدارد و بيشتر او را نظاره كند نظر نويسنده است يا حق تعالي؟ اگر نظر حق تعالي باشد كه دست مريزاد و اگر نظر نويسنده باشد چرا به حضرت دوست نسبت مي دهد؟ البته اهل عرفان در اين مقوله سهيم اند و در باب ايشان اين داستان درست مي نمايد
شايد نياز باشد با دقت بيشتري خوانده شود. از صدر تا ذيل
Post a Comment
<< Home