چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Sunday, July 23, 2006

كيميا خاتون

كيميا خاتون نام رماني از خانم سعيده قدس است كه داستان زندگي كوتاه دختر محمد شاه ايراني كه پس از مرگ پدر در كودكي و به همسري در آمدن مادر زيبايش مبدل به نادختري مولانا جلال الدين رومي ( مولوي) مي گردد به تصوير مي كشد. كيميا خاتون از دنياي كودكانه و اشرافي اش به خانه زاهدانه مولوي مي رود و سير تكاملي روحي و رويايي اش را با دلبستگي مغرورانه اي به علاالدين كه فرزند مولوي است طي مي كند. شمس تبريزي به قونيه مي آيد و شوكت و جلال مولوي با شيدايي اش به شمس رخت بر مي بندد و شيفتگي مولوي به شمس پير و نحيف تبريزي تا آنجاست كه كيمياي خود را به اشاره اي از مراد خود شمس، كه كيميا را نشاني از بازي عاشقانه حضرت دوست مي داند، تقديمش مي كند. شمس كيميا را مي پرستد اما حسادت جام بلور جان كيميا را مي شكند

رمان كيميا خاتون مملو از تراوشات خيال آلود نويسنده است اما نشاني ازخصائص انساني چهره هايي است كه پشت پرده ستايش ها و تحسين ها پنهان مانده اند

2 Comments:

Anonymous Anonymous said...

moteassefane computeram fonte farsi nadare vagarna barat mineveshtam!
asiyeh

Sunday, July 23, 2006 2:40:00 PM  
Anonymous Anonymous said...

Looks nice! Awesome content. Good job guys.
»

Wednesday, August 16, 2006 4:32:00 AM  

Post a Comment

<< Home