دنياي من و دنياي ما
وقتي به دل مشغولي هاي خودم فكر مي كنم حال خودم را مثل كرم ابريشمي را مي بينم كه در پيله اي سخت گرفتار شده و اميد كمرنگش هم به سوراخ كردن پيله و پروانه شدن از بين مي رود. گم شدن در معناي زندگي، دغدغه هاي بيهودگي، خستگي در كشاكش با سياهي ها و نامردمي ها، ناتواني دررسيدن به آمال وآرزوها رنگ غالب دنياي من است
دربي فروغي دنياي من، شهاب هايي گهگاه نوري زيبا به ديدگانم مي آورند و اميدي براي ماندن و تلاش به جانم هديه مي كنند. اما چه حيف كه عمر شهاب ها، همچون عمر پروانه اي است كه در هجوم بيهودگي ها، بي رحمانه نابود مي شوند. و دردناك آنجاست كه اگر قهقه اي مستانه و اوقاتي مفرح عارض است بيشتر حاصل نسيان است تا شادي حركت و رسيدن
دنياي من و تو از دنياي بزرگتري قالب مي گيرد. جهاني كه در آن نفس مي كشيم و آنقدر بزرگ است كه ملياردها دنيا و دغدغه ، از جنس دنيا هاي من و تو در آن گم مي شوند. در دنياي بزرگ هيچ كس دغدغه من و تو را جدي نمي گيرد
در دنياي بزرگ همه مي خواهند دنياي تو را بسازند اگر چه خودشان به پوچي آنچه كه براي تو مي سازند بخوبي واقف باشند
در دنياي بزرگ هيچ كس به مسخره بودن رفتارهاي خود فكر نمي كند. در دنياي بزرگ يك مرز پررنگ وجود دارد، قدرت
آن كسي درست مي گويد كه قدرت داشته باشد حتي اگر مسخره ترين حرفها را بزند و همه و از جمله خود او بدانند كه مسخره ترين حرفهاست
در دنياي بزرگ به بهانه اعتراض به گروگان گيري يك نفر، دهها نفر را مي كشند و هزاران نفر را آواره مي كنند. كارهاي اسراييل نمود واضح دنياي بزرگ است. مي توان يك ملت را، يك منطقه را، و يك دنياي بزرگ را براي يك دليل مسخره به آتش و خون كشيد و دنياهاي بسياري از انسانها را نابود كرد. عصر ما اين چنين است وهر يك از ما در وراي دنياي خود در دنياهاي مشتركي هستيم كه فضاي آن تحميل به پشتوانه قدرت است. از دنياي ساده ميان دو نفر گرفته تا دنياي بزرگ هستي همه و همه بر مبناي تحميل و تخدير است
براي گذر از اين عصر نمي توان فقط به فكر پيله هاي دنيا هاي فردي بود. چقدر سخت است كه در عين حركت در دنياي من و مبارزه با دغدغه هاي فردي، به حركت و تلاشي صد چندان براي مبارزه با دغدغه هاي دنياي بزرگ ما انديشيد و جامه عمل پوشاند. شايد اگر فضاي توتستان آفتابي شود كرم هاي درون پيله ها هم فرصت پروانه شدن بيابند و اگر توتستان اسير توفان و خشم وتندر ابرهاي سياه شوند نه ازپيله ها اثري بماند و نه از دنياي پروانه اي كرم ها. ما و دنياها و پيله هامان با فراموش كردن دنياهاي مشترك و بزرگترمان تنها به كبك هايي مي مانيم كه سر در زير برف برده اند


5 Comments:
salam salam salam salam be ruzhaye xub salam be ruzhaye aramesh salam be ruzhaye shad salam be lazathaye kuchak ama javid zendegi salam be zendegi matlub aya joz salam kari mitavan kard aya kalameie digari joz salam mitavanad ouj arezu va tamanaye ghalbi ra bayan konad jahan mamlo az siahi va na omidi ast ama ajib ke mamlo az omido sefidi niz hast sarshar az bon bast haei ke chon nik bengari hamegi darvazehaye rahaei hastand yademan naravad emtehano ebtela hamishegi ast va yademan naravad har ke dar in deir ....
زند گی یعنی هیاهو زندگی یعنی تکاپو
زندگی یعنی شب نو روز نو اند یشه نو
زندگی بایست یک دم یک نفس حتی ز جنبش وا نماند
گرچه این جنبش برای مقصدی بیهوده باشد
هر جا گرفتاری اسیر درد د یدم
یاعارفی فرزانه یا وارسته ای بود
Your are Excellent. And so is your site! Keep up the good work. Bookmarked.
»
Greets to the webmaster of this wonderful site. Keep working. Thank you.
»
Post a Comment
<< Home