DodesKaden
دودسكادن يكي از فيلم هاي مشهور فيلم سازشناخته شده ژاپني يعني كوروساوا است. اگر اين فيلم را يافتيد حتما ببينيد
اين فيلم داراي چند داستان لطيف، عميق و كوتاه است. در يكي از داستان ها دختركي ساده و ساكت كه با ساختن گل هاي مصنوعي زندگي مي گذراند عشق پاك و صميمانه اي به پسرك ساعي و پركاري دارد. اين دو هميشه يكديگر را در كنار يك ديوار بسيار طولاني در سكوت مي بينند و مي گذرند.چندي مي گذرد و به يكباره دخترك با كاردي به شكم پسرك مي زند. پسر شكايتي نمي كند اما از دختر دليل اين كار را مي پرسد. دختربراي اولين بار در فيلم سخن مي گويد
مي دانستم تو با كس ديگري ازدواج مي كني و نمي توانستم عشقم از آن من نباشد
كوروساوا در داستان آخر به دودسكادن مي پردازد. پدر و كودكي كه در زباله ها زندگي مي كنند. پدر اگر چه جوان است اما زندگي بي ثمر در زباله ها او را ماليخوليايي كرده است. كودك در ميان زباله ها يا از پس مانده رستوران ها غذا مي يابد و با پ
در اينگونه زندگي را مي گذرانند. پدر در اوهام خود زندگي اشرافي دارد. زباله دان را قصري مي بيند و پس مانده غذا ها را بصورت اشرافي ترين غذا ها تصور مي كند. در جايي كه پسرك ازشدت گرسنگي تكه ناني را بر مي دارد پدر او را بخاطر برنداشتن دستمال سفره كه در حقيقت تكه
در اينگونه زندگي را مي گذرانند. پدر در اوهام خود زندگي اشرافي دارد. زباله دان را قصري مي بيند و پس مانده غذا ها را بصورت اشرافي ترين غذا ها تصور مي كند. در جايي كه پسرك ازشدت گرسنگي تكه ناني را بر مي دارد پدر او را بخاطر برنداشتن دستمال سفره كه در حقيقت تكهكاغذ كثيفي بيش نيست ملامت مي كند. داستان با اصرار پدر به خوردن ماهي فاسدي كه او آن را از بهترين غذا ها مي بيند و مرگ كودك پايان مي يابد. اما پدر نمي تواند مرگ را در ماليخولياي خود استحاله كند و از دست دادن كودك را با تمام وجود حس مي كند
امشب تلويزيون صحبت مقامات در مورد وضعيت اقتصادي كشور را نشان داد كه مرا به ياد دودسكادن انداخت


1 Comments:
حداقل آن پدر توان استحاله مرگ فرزند را ندارد ولی مالیخولیای حاکم بر تفکر ما این چنین مرگی را هم افتخار می پندارد
Post a Comment
<< Home