نمايش
پرده اول
مرد سراسيمه وارد خانه مي شود و با وحشت مي گويد مغازه سر كوچه آتش گرفته
همه اهل خانه سراسيمه براي تماشا به بيرون خانه مي دوند
پرده دوم
مرد سراسيمه وارد خانه مي شود و با وحشت مي گويد مغازه سر كوچه آتش گرفته
همه اهل خانه بدنبال چيزي براي خاموش كردن آتش مي گردند
پرده سوم
مرد سراسيمه وارد خانه مي شود و با وحشت مي گويد مغازه سر كوچه آتش گرفته
همه اهل خانه شروع به ضجه و زاري و مصيبت خواني مي كنند
پرده چهارم
مرد سراسيمه وارد خانه مي شود و با وحشت مي گويد مغازه سر كوچه آتش گرفته
همه بي خيال نشسته اند. يكي مي گويد خوبش شد پدر سوخته گرون فروش
پرده پنجم
مرد سراسيمه وارد خانه مي شود و با وحشت مي گويد مغازه سر كوچه آتش گرفته
همه بي خيال نشسته اند. خانم خانه مي گويد : اه ، حالا بايد كلي راه بريم تا خريدامون رو بكنيم
پرده ششم
مرد سراسيمه وارد خانه مي شود و با وحشت مي گويد مغازه سر كوچه آتش گرفته
همه بي خيال نشسته اند. يكي با خنده و مسخرگي مي گويد مفت مفت ميوه هاش كمپوت شد و بلال هاش هم كباب
پرده هفتم
مرد سراسيمه وارد خانه مي شود و با وحشت مي گويد مغازه سر كوچه آتش گرفته
همه آهي مي كشند و با اداي دلسوزانه اي مي گويند خدا به صاحبش صبر بده
جزو كدام پرده ايد
مرد سراسيمه وارد خانه مي شود و با وحشت مي گويد مغازه سر كوچه آتش گرفته
همه اهل خانه سراسيمه براي تماشا به بيرون خانه مي دوند
پرده دوم
مرد سراسيمه وارد خانه مي شود و با وحشت مي گويد مغازه سر كوچه آتش گرفته
همه اهل خانه بدنبال چيزي براي خاموش كردن آتش مي گردند
پرده سوم
مرد سراسيمه وارد خانه مي شود و با وحشت مي گويد مغازه سر كوچه آتش گرفته
همه اهل خانه شروع به ضجه و زاري و مصيبت خواني مي كنند
پرده چهارم
مرد سراسيمه وارد خانه مي شود و با وحشت مي گويد مغازه سر كوچه آتش گرفته
همه بي خيال نشسته اند. يكي مي گويد خوبش شد پدر سوخته گرون فروش
پرده پنجم
مرد سراسيمه وارد خانه مي شود و با وحشت مي گويد مغازه سر كوچه آتش گرفته
همه بي خيال نشسته اند. خانم خانه مي گويد : اه ، حالا بايد كلي راه بريم تا خريدامون رو بكنيم
پرده ششم
مرد سراسيمه وارد خانه مي شود و با وحشت مي گويد مغازه سر كوچه آتش گرفته
همه بي خيال نشسته اند. يكي با خنده و مسخرگي مي گويد مفت مفت ميوه هاش كمپوت شد و بلال هاش هم كباب
پرده هفتم
مرد سراسيمه وارد خانه مي شود و با وحشت مي گويد مغازه سر كوچه آتش گرفته
همه آهي مي كشند و با اداي دلسوزانه اي مي گويند خدا به صاحبش صبر بده
جزو كدام پرده ايد


5 Comments:
شما چطور؟
هفتم اگر مغازه نزدیک بود دوم
هفتم اگر مغازه نزدیک بود دوم
مفهوم نيست
يعني ايشان موافق با پرده هفتم هستند اما اگر مغازه سر كوچه نزديك باشد در پرده دوم خواهند بود. ضمن تقدير از حس همكاري اين خواننده عزيز من هم با نظر ايشان موافقم
مويد باشيد
Post a Comment
<< Home