چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Thursday, November 02, 2006

گويا و خاموش

باز به ميكده شهر عشق پناه جستم و ساغر لطافت كلام شيخ شيدا و عارف را به جان ريختم
اكسير اين معجون شيدايي با صداي گرم محمد نوري جاودان مي شود
كاش آن را داشتم و مي گذاشتم
سخن عشق تو بي آن كه برآيد به زبانم
رنگ رخساره خبر مي‌دهد از حال نهانم

گاه گويم كه بنالم ز پريشاني حالم
بازگويم كه عيانست چه حاجت به بيانم

من در انديشه آنم كه روان بر تو فشانم
نه در انديشه كه خود را ز كمندت برهانم

نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت
دل نهادم به صبوري كه جز اين چاره ندانم

من همان روز بگفتم كه طريق تو گرفتم
كه به جانان نرسم تا نرسد كار به جانم

درم از ديده چكانست به ياد لب لعلت
نگهي باز به من كن كه بسي در بچكانم

سخن از نيمه بريدم كه نگه كردم و ديدم
كه به پايان رسدم عمر و به پايان نرسانم

2 Comments:

Anonymous Anonymous said...

رند معنی سوزرا دیروکنشتی دیگراست
عنصرسازندهء این خانه خشتی دیگراست
نرسیدن مهم نیست اعتبار در زیبارفتن است

Saturday, November 04, 2006 8:17:00 PM  
Anonymous Anonymous said...

گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
بسوختیم در این ارزوی خام و نشد

Sunday, November 05, 2006 1:38:00 PM  

Post a Comment

<< Home