عاقبت فرهاد
اندر مباحثات و مجادلات میان فرهاد و خسرو بر سر خزانه و ملک، و عاقبت سلوک خسروانه "کردیم و شد"، شاعر پارسی گوی که هم نظامی بود و هم از اهل گنجه ، عاقبت فرهاد را چنین آورده استدر آن مجلس که او لب برگشادی
نبودی تن که حالی جان ندادی
کسی را کان سخن درگوش رفتی
گر افلاطون بدی از هوش رفتی
چو بگرفت آن سخن فرهاد در گوش
زگرمی خون گرفتش در جگر جوش
بر آورد از جگر آهی شغب ناک
چو مصروعی ز پای افتاد بر خاک
نظامی گنجوی


1 Comments:
در سرزمین کوتاهان
معیارهای سنجش همیشه برمدار صفر سفرکرده اند
Post a Comment
<< Home