چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Thursday, November 16, 2006

عاقبت فرهاد

اندر مباحثات و مجادلات میان فرهاد و خسرو بر سر خزانه و ملک، و عاقبت سلوک خسروانه "کردیم و شد"، شاعر پارسی گوی که هم نظامی بود و هم از اهل گنجه ، عاقبت فرهاد را چنین آورده است

در آن مجلس که او لب برگشادی
نبودی تن که حالی جان ندادی

کسی را کان سخن درگوش رفتی
گر افلاطون بدی از هوش رفتی

چو بگرفت آن سخن فرهاد در گوش
زگرمی خون گرفتش در جگر جوش

بر آورد از جگر آهی شغب ناک
چو مصروعی ز پای افتاد بر خاک


نظامی گنجوی

1 Comments:

Anonymous Anonymous said...

در سرزمین کوتاهان
معیارهای سنجش همیشه برمدار صفر سفرکرده اند

Thursday, November 16, 2006 9:28:00 PM  

Post a Comment

<< Home