چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Wednesday, November 22, 2006

غبار



غبار، که گاه از خاک خود و سیاهی درون است، جان را می آلاید. آنگاه باید به میکده شراب طهور رفت و جام، جام، بر سر و روی ریخت. که باشد غبار زدوده شود و جان آزاد
و کدام میخانه ، سخاوتمند تر از باده سرای شیخ شهره شیراز، که می میفشاند و روان به دور و سماع می آورد

ساقیا برخیز و درده جام را
خاک بر سر کن غم ایام را
ساغر می بر کفم نه تا ز بر
برکشم این دلق ازرق فام را
گر چه بدنامیست نزد عاقلان
ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را
باده درده چند از این باد غرور
خاک بر سر نفس نافرجام را
دود آه سینه نالان من
سوخت این افسردگان خام را
محرم راز دل شیدای خود
کس نمی‌بینم ز خاص و عام را
با دلارامی مرا خاطر خوش است
کز دلم یک باره برد آرام را
ننگرد دیگر به سرو اندر چمن
هر که دید آن سرو سیم اندام را
صبر کن حافظ به سختی روز و شب
عاقبت روزی بیابی کام را

1 Comments:

Anonymous Anonymous said...

بیا ساقی آن می که حال آورد
کرامت فزایید کمال آورد
بمن ده که بس بیدل افتاده ام
وزاین هردو بی حاصل افتادهام

Thursday, November 23, 2006 5:03:00 AM  

Post a Comment

<< Home