چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Wednesday, September 12, 2007

نیاز

ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و کفر عنا سیئاتنا....ه

نور چشمهایم کم شده
دلم کوچک شده
زود به پایان می رسم
آیینه قلبم خاکی است
و نفس هایم به شماره افتاده
چقدر نیازمند پناهگاهی امن و پر فروغم
راست می گفت که
چشمها را باید شست
دل را از فراوانی بنجل ها نجات داد و جایی برای خوبی ها باز کرد
آنگاه بی نهایت شد
و با آرامش و سعه صدر
با آینه مهربان شد
دوستی می گفت
قرار است باد صبا برسد
و آنگاه از سپیدی صبح تا غزلخوان غروب
باران پاکی و عشق می بارد
چشمها فروغ می یابد
سینه ها پر از رایحه عطور می گردد
وعشق لبریزو جاری می شود
مقدم صبای مشک فشان و ماه نور و رحمت گلباران باد

0 Comments:

Post a Comment

<< Home