چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Sunday, December 30, 2007

کشور راست نگوها


تازگی کشف بزرگی کرده ام

و آن اینکه کشور عزیز ما در امر "راست نگویی" از تمامی ملت های دیگر گوی سبقت را ربوده که هیچ ، همه را سوسک کرده است
البته این مهارت به دلیل آن است که دروغ گفتن حرام است و خداوند دروغگو را می برد ته جهنم، چرا که دروغگو دشمن خداست
اما دانشمندان خداشناس پس از مدت ها غور و تفحص به این شعر گرانقدر رسیدند که
جز راست نشاید گفت - هر راست نباید گفت
البته این علما در مصرع اول هم تشکیک اساسی یافته اند اما در مصرع دوم از کلمه هر، معنای شمول را قطعی می دانند

به همین خاطر تمامی مقامات و مسئولین و غیر مقامات و غیر مسئول
و با عرض معذرت بنده و جنابعالی وخانواده های وابسته و عزیزانی که از دور ونزدیک محفل ما را گرمی بخشیده اند
وبالاخره همه ما ملت غیور
راست نگو شده ایم
البته عزیزی می گفت
راست نگفتن ، اگر دروغ گفتن هم نباشد ، گول زدن دیگران است

والله اعلم

Friday, December 28, 2007

بی نظیر


یکی از دوستان اشاره ای داشت که برای شناخت یک فرد، نمی توان از خمیر مایه آدم ها که در هنگام تولد از پیشینیان خود دریافت می دارد و از شکل گیری این خمیرمایه که در خانواده به فعل در می آید غافل بود. و این خمیرمایه است که ابعاد شخصیتی افراد را در هر مقامی و موقعیتی هستند مشخص می کند

دیروز آلودگی های قدرت ، بی نظیر را که برای کشورش خطر کرده بود و صدای پدرش را ، که روزی بدست کودتای نظامی ضیاء الحق به چوبه دار سپرده شد، دوباره سر داده بود به خاک و خون کشید

و نشان داد که برای کشور های جهان سوم

بخصوص مسلمانانی که بازیچه تفاسیر تندگرایانه (مغرضانه و احمقانه) از دین هستند، راه زیادی تا گذر از دسیسه های قدرت جاهلی و رسیدن به یستمعون القول و یتبعون احسنه که بشارت دین است باقی است

Saturday, December 22, 2007

من و انسان

امروز بر آیینه عمر ایستادم
شاید که بینم گوشه ای را از نهادم

آیینه پر از آسمان و از زمین بود
آیینه ای از اولین تا آخرین بود

دریای مردم ایستاده تا نهایت
حیران و سرگردان چو میدان قیامت

من در نگاه آینه چیزی نبودم
جز قطره ای کوچک که دریا درربودم

در آسمان دیدم که جایی را ندارم
در بیکران های زمین راهی ندارم

دیدم که در غوغای انسان ها غریبم
پیچیده ای از واقعیت در فریبم

دستان من کوتاه و پاها سخت لرزان
چشمان کم سو و تنی رنجور و افتان

درمانده تر ازمن ، زحد دیده بیرون
غرقه به دریای فریب از عده افزون

......
......

قسمتی از شعری که بیان حال بود و هست

Thursday, December 20, 2007

قربان

همه ما در هر لحظه ای که تصمیمی می گیریم چیزی را قربان می کنیم
و حتما دلیلی برای انتخاب و قربانی کردن چیزهایی که انتخاب نکرده ایم داریم
اگر تفاوت میان چیزهایی که باید از میانشان انتخاب کنیم زیاد باشد
براحتی انتخاب می کنیم و هیچ تردیدی برای قربانی کردن بقیه موارد نداریم
اما مشکل آنجا آغاز می شود که انتخاب از میان چیزهایی باید باشد که نزدیک به هم هستند
آنوقت دست ودلمان می لرزد
دل دل می کنیم و تردید روزگارمان را سیاه می کند

وقتی که من به داستان ابراهیم و اسماعیل (ع) می اندیشم
چون فرزند را بهتر از خداوند می شناسم
انتخاب
درد آلود و حزن آور است
اما از نگاه ابراهیم که خدای خود را می شناسد و قدر و اندازه معبود خود را می داند
انتخاب نباید زیاد سخت باشد

همانگونه که
در عاشورای نینوا
حسین (ع) تمام نزدیکانش را به صحنه عشقبازی با خون و شمشیر و اسارت برد
و
این جمله باقی ماند

که جز زیبایی چیزی ندیدیم

Tuesday, December 18, 2007

راستی از خدا چه خبر؟

داشتم فکر می کردم که خدا کجاست
بعد فکر کردم
احتمالا با این دو سه ملیون مهمونی که داره باید حتما توی خونه ش باشه
قبلا فکر می کردیم که خدا همه جا هست حتی توی هوا ، حتی جلوی من
اما حالا که دنیا عوض شده باید برای خدا هم به خونه ش رفت
شاید هم برای این که جلوی مهمونای دیگه پز بدیم که ببین ما چه جوری وصلیم

یه مثل انگلیسی میگه
از رفتارم درس نگیر از حرفهام درس بگیر

رییس دولت عدالت گستر و مهرورز و خدمتگزار برای بهبود امور دنیا و یک فتح الفتوح دیگر به سرزمین حجاز رفتند
ملت هم در امن و امان
دارایی و مکنت، سلامت و شادی، امیدوارانه منتظر بازگشت ایشان و آنچه که از خداوند دیده اند لحظه شماری می کنند
تا گلی بر گل های سبد ملت افزوده شود

برای دیدن خدا ، چشم گشودنی کافی است

Monday, December 17, 2007

زندگی اسپاگتی


آیا واقعا شبیه زندگی ما نیست؟؟؟؟

Friday, December 14, 2007

صامت و ناطق

در این مملکت چند جور می توان زندگی کرد
صامت
در این روش حرف نمی زنی حتی اگر در روز روشن حقت را دو لپی بخورند و محض خنده نیشگونی هم از شخصیت و اعتبارت بگیرند. البته در روش صامت هم چند انتخاب وجود دارد: صامت مظلوم و صامت ظالم. در طبقه صامت مظلوم به دلیل بی عرضه بودن و یا مشکلات فلسفی فقط تو سری می خوری . در طبقه صامت ظالم در عین اینکه حقت خورده می شود و نمی توانی دم بزنی، درجایی که دستت می رسد حق دیگران را میخوری و سعی وافری داری که به گروه های قدرت نزدیک شوی تا بیشتر از آنکه توی سرت بخورد توی سر دیگران بزنی. در حال حاضر این انتخاب با استقبال کم سابقه ملت روبرو شده و برخی برای تمرین ، بی خود و بی جهت توی سر دیگران می زنند و حق آنان را هلف هلف می خورند
ناطق
در این روش ، نسبت به حق و حقوقت حساسیت نشان می دهی و اظهار نظر می کنی. اگر حقت را بخورند کوتاه نمی آیی و حرف می زنی. در صد موفقیت در این روش بسیار ناچیز است و روش انرژی بری است. متاسفانه این روش به دو دلیل به سر درد و بیماری های عصبی منتهی می شود، نخست آنکه به دلیل گستردگی بی توجهی به حقوق افراد و افزایش چشمگیر صامت های ظالم، از صبح تا شب باید حرف بزنی و نتیجه نگیری و دوم آنکه با دیدن این همه ضرورت برای حرف زدن با مشکلات فلسفی مواجه شوی ودر این دنیا و آن دنیا عاقبت به خیر نشوی. البته باید توجه داشت که در مراحل پیشرفته روش ناطق ، گاهی اتفاق می افتد که گروه های قدرت در قالب یک همکاری های انساندوستانه، فرد ناطق را به صامت همیشگی آن هم از نوع مطلق ارتقاء می دهند
کسانی که نه می توانند صامت باشند و نه اهل توسری زدن هستند و نه به دنبال قدرت به بهای ضعف دیگران بهتر است فکر اساسی
کنند که عمر عزیز به بطالت می رود

Friday, December 07, 2007

سوال امروز


Thursday, December 06, 2007

قاراشمیش

جلیلی نماینده جدید هسته ای گفت که قول وقرارهای قبلی را قبول نداریم
سولانا با دو تا شاخ از جلسه بیرون آمد و همکارش فقط گفت که مذاکرات، فاجعه بود
همینطور که بوش می خواست بگوید که "نگفتم اینا..."، شانزده مجموعه جاسوسی امریکا گزارش دادند که ایران از سال 2003 از ساختن تسلیحات هسته ای دست برداشته است
خبرنگاران پرسیدند آخه یعنی چی
رییس دولت در یک حرکت خارق العاده (به معنای دقیق کلمه) در شورای همکاری خلیج عربی شرکت کرد و دوازده پیشنهاد برای نزدیکی برادران مسلمان داد
آنها هم همان قطعنامه های همیشگی را صادر کردند و گفتند همین جوریشه که حال میده
در داخل هم همه از لطف کم سابقه رییس جمهور حرف زدند و هیچ کس نگفت که این جور الطاف را همیشه می توان نمود و اگر تا بحال کسی این کار را نکرده احتمالا تقصیر اون یک کیلو ماده خاکستریه که تو کله شون جا خوش کرده
در آخر دوره شش ماهه بنزین خیابان ها پر از ماشین هاست که حتی ناجور تر از قبل از جیره بندی است
رییس فرمود که احتمالا کارتی بودن بنزین را برمی دارد
اما اول وزیر نفت را برداشت
وزیر آموزش و پرورش خودش رفت بقیه گفتند که با سرانه 2200 تومن پول آب مدارس را هم نمی توان داد
کسی یادش نبود که نفت به بشکه ای 100 دلار رسیده است
بودجه استان ها دو برابر شد اما خبری از جواب مردمی که محتاج نان شب و صورت سوخته دخترشان در آتش سوزی مدرسه هستند نیست
فرمانده نیروی دریایی گفت که مردم نگران نباشند نیروی دریایی با تمام قوا و افراد جان بر کف ایستاده است
این حرف ها را چند سال پیش دیگران هم زدند اما الان معلوم نیست کجا هستند
رییس گفت اعتراف سازمان های جاسوسی پیروزی بسیار با ارزشی است
فکر کردم که فقط وقتی با ارزش است که ما یواشکی مشغول ساختن موارد جیز باشیم
و گرنه اینکه ثابت کردیم هیچ کاری نمی کنیم نباید خیلی شپلوغ باشد
و اینکه زیاد حرف زدم
بخاطر اینکه چند وقتی وصل نمی شد
اگه زیاد بود بگین دیگه سخمب رانی نکنم