چند قدمي با انديشه و خيال
براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم
About Me

- Name: آينه
خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.
Tuesday, September 30, 2008
Wednesday, September 24, 2008
قدر عطش
در تب جرعه ای ز باده نابدر دل دیر مانده ام بی تاب
تا به سر بشکنم قفس ها را
تا کنم دین، به درد باده خراب
ساقیا جام کهنه ام پر کن
از می سرخ و از رخ مهتاب
ساقیا باده های سرخ بریز
بر رخ زرد و زار، چون سرخاب
دف بزن مطربا بخوان آواز
ناله سرکن ز عود و چنگ و رباب
در سماع آمد ست کون و مکان
ملک و روح و هوشیار و خراب
دست من گیر شاهد بد نام
غرقه بحر ننگ کن ز سراب
چشم سر را بدر به تیغ فسون
دل و جان گم کن از طریق و مآب
باده افشان به مسجد و محراب
ماذنه تیره کن ز رقص تراب
بشکن آن تنگ تنگ آب حیات
جام لعلی نشان ز درد شراب
بودنم را بسوز زآتش می
هستی ام تازه کن ز باده ناب
در شب قدر مست مستم کن
وانگه این مست مست را دریاب
شب قدر – دوم مهر ماه هشتاد و هفت
Saturday, September 20, 2008
بگذریم.....ه

هشتاد و شش همسر يک مرد نيجريه اي که به علت داشتن بيش از چهار همسر بازداشت شده است روز جمعه با تظاهرات در مقابل وزارت دادگستري ايالت نيجر خواستار ازادي شوهرشان شدند.به گزارش خبرگزاري فرانسه از کانو، همسران محمد بلو ماسابا (84 ساله) به همراه بيست تن از يکصد و هفتاد فرزند وي راهي وزارت دادگستري در ايالت نيجر شدند تا خواستار ازادي فوري همسرشان شوند
Wednesday, September 17, 2008
Breaking News
به گزارش برنا، در مسابقه الاغ سواری یزد، 15الاغسوار از میبد و اردكان در سه كورس سواركاری 5 نفره با هم رقابت كردند كه در پایان الاغ «چك چك» به سواركاری كاشفی و الاغ «رعد و برق» به سواركاری جانب الهی به ترتیب اول و دوم شدند. الاغ«چموش» به سواركاری مجتبی میرزایی و الاغ «زلزله» به سواركاری فتاحی نیز بصورت مشترك سوم شدند
به الاغی كه حائز رتبه اول شده بود ، كیسه شصت كیلویی، رتبه دوم كیسه پنجاه كیلویی و رتبه سوم كیسه چهل كیلویی جو اهدا شد
.
.
چک چک در هنگام اعطای جوایز
Friday, September 12, 2008
sunset recipeرسپی غروب
مواد لازم
دو تا دل تازه که خوب شسته شده باشند، سه تا چهار چوب موازی، دو مکعب بتنی، یک درخت با شاخه های فراوان که تا حدودی به زمین نزدیک شده باشد، دو تا گربه سر حال که اگر هم رنگ نباشند بهتر است، کمی غروب، غذای ساده به اندازه دلخواه
دو تا دل تازه که خوب شسته شده باشند، سه تا چهار چوب موازی، دو مکعب بتنی، یک درخت با شاخه های فراوان که تا حدودی به زمین نزدیک شده باشد، دو تا گربه سر حال که اگر هم رنگ نباشند بهتر است، کمی غروب، غذای ساده به اندازه دلخواه
.
روش آماده سازی
نخست باید بیس رسپی را آماده کنیم. برای این کار، درختی را که تهیه کرده ایم خوب بررسی می کنیم و در جایی که شاخه ها فاصله مناسبی از زمین دارند دو مکعب بتنی را بگونه ای قرار می دهیم که بتوان چوب های موازی را بر روی آنها بصورت موازی گذاشت که حالت نیمکت را ایجاد کند. توجه داشته باشید که بیس باید جوری باشد که با کمی غروب بتوان آن را بخوبی تزیین کرد. البته باید بدانیم که بیس های آماده ای هم وجود دارند که می توان با کمی جستجو آنها را تهیه و مورد استفاده قرار داد. به هر حال بیس ما آماده است. حالا موقع آن است که غذای ساده را با دقت روی بیس قرار دهیم بطوری که سس غروب کاملا بیس و غذا را بپوشاند. دو تا دل تازه ای را که آماده کرده ایم در دو طرف غذای ساده قرار می دهیم. زاویه دل ها باید چهل و پنج درجه باشد که شبیه حروف ایتالیک می شود. خوب، حالا همه چیز آماده است و می توان غذا را میل نمود. در حین صرف غذا گربه های سرحال به دنبال هم می دوند و از جلوی بیس می گذرند که رسپی را کامل می کنند
روش آماده سازی
نخست باید بیس رسپی را آماده کنیم. برای این کار، درختی را که تهیه کرده ایم خوب بررسی می کنیم و در جایی که شاخه ها فاصله مناسبی از زمین دارند دو مکعب بتنی را بگونه ای قرار می دهیم که بتوان چوب های موازی را بر روی آنها بصورت موازی گذاشت که حالت نیمکت را ایجاد کند. توجه داشته باشید که بیس باید جوری باشد که با کمی غروب بتوان آن را بخوبی تزیین کرد. البته باید بدانیم که بیس های آماده ای هم وجود دارند که می توان با کمی جستجو آنها را تهیه و مورد استفاده قرار داد. به هر حال بیس ما آماده است. حالا موقع آن است که غذای ساده را با دقت روی بیس قرار دهیم بطوری که سس غروب کاملا بیس و غذا را بپوشاند. دو تا دل تازه ای را که آماده کرده ایم در دو طرف غذای ساده قرار می دهیم. زاویه دل ها باید چهل و پنج درجه باشد که شبیه حروف ایتالیک می شود. خوب، حالا همه چیز آماده است و می توان غذا را میل نمود. در حین صرف غذا گربه های سرحال به دنبال هم می دوند و از جلوی بیس می گذرند که رسپی را کامل می کنند
Wednesday, September 10, 2008
گمشده
امروز خودم را گم کرده بودم
نمی دانم چطوری شد که به پاهایم نگاه کردم
احساس کردم که در پاهایم نیستم
به دستهایم نگاه کردم
دیدم که در دستهایم هم نیستم
آنها را مثل ابزاری دیدم که می توانم حرکتشان دهم
حتی به سوی آیینه دویدم
و دیدم که در صورتم هم نیستم
دماغ و دهان و چشم و همه جا را گشتم
دیدم که خود خود من
در هیچکدام از این اعضا نیستم
و اینها مثل ابزارند
ترسیدم
پس من کچا هستم؟؟؟؟!!!!ه
نمی دانم چطوری شد که به پاهایم نگاه کردم
احساس کردم که در پاهایم نیستم
به دستهایم نگاه کردم
دیدم که در دستهایم هم نیستم
آنها را مثل ابزاری دیدم که می توانم حرکتشان دهم
حتی به سوی آیینه دویدم
و دیدم که در صورتم هم نیستم
دماغ و دهان و چشم و همه جا را گشتم
دیدم که خود خود من
در هیچکدام از این اعضا نیستم
و اینها مثل ابزارند
ترسیدم
پس من کچا هستم؟؟؟؟!!!!ه
ضیافت نور
جهان زخرد و کلان جمله در تکاپو بود هلال ماه به رنگ ضیافت او بود
نسیم شادی و شوری ز بارگاه وصال
سفیر آب حیات و تبسم او بود
من ار چه جان و دلم غرق جلوه های شگرف
ز پیچ و تاب قلم های خلقت او بود
ولیک در گل مرداب غفلتی تاریک
وجود خسته و سردم بریده از او بود
به آذرخش شهابی دلم منور شد
بهار شد ز نگاهی که دیده از او بود
هزار قطره اشک از دو چشم مشتاقم
غبار جلوه جدا شد میان فقط او بود
هلال ماه به رنگ ضیافتی پر نور
سلام و وصل ، شرابی که در خم او بود
من خراب به رندی به ضیف آمده ام
به شوق جام طهوری که ساقی اش او بود
پاییز 80



