اکسپرس
همه ما یک جوری هستیم که متفاوت با دیگران است. گاهی این یکجوری بودن برای ما مهم است و اینکه دیگران هم بفهمند که ما چه مرگمان است برایمان بسیار تعیین کننده و اساسی است. در چنین حالتی، اکسپرس به میان می آید
حالی کردن به دیگران که ما چه مرگمان است از چند طریق ممکن است
حرف زدن. نوشتن. شکلک درآوردن مانند گریستن و خندیدن ، اخم و پژمردگی و ...ه
درمیان این روش های بیان درونیات ، تنها و تنها حرف زدن است که می تواند آرامش بخش باشد چرا که از این طریق می توان اطمینان یافت که دیگری ، درونیات ما را همانگونه که هست فهمیده است و از آن مهمتر ، آیا او هم با چنین مقوله هایی آشناست ، می پسندد و یا حتی چند قدمی هم از ما جلوتر است
اگر این فهم متقابل اتفاق بیفتد تفاهم حاصل است
و اگر اتفاق نیفتد ، هیچ حرفی که از عمق وجود باشد برای گفتن وجود ندارد
وقتی در اتوبوس بین شهری کنار یکی می افتی که لایه های مشترکی از وجود را در بین خود می یاببد حرف می زنید و گاه دوست می شوید و حتی بر یکدیگر تاثیر می گذارید. اما هنگامیکه از دو دنیای متفاوت هستید همچون دو مجسمه تا پایان سفر خاموش می مانید
ما نیازمند اکسپرس و بیان خود هستیم تا باشیم و حرکت کنیم. برای این کار حرف می زنیم می نویسیم و شکلک در میاوریم تا کسی بفهمد که چه مرگمان است. گاه حرفهایمان انبار می شود تا سینه مان را پر می کند و از فشار سینه خفه می شویم و اشکهایمان در خلوت سرازیر می شود
و می فهمیم که تنهاییم


2 Comments:
حالا می شود فهمید که چقدر تنها هستید
چرا گرفته دلت ، مثل آنكه تنهايي؟
چقدر هم تنها
خيال مي كنم دچار آن رگ پنهان رنگها هستي
دچار يعني
عاشق
و فكر كن چه تنهاست اگر ماهي كوچك اسير آبي درياي بيكران باشد
چه فكر نازك غمناكي
نه ، وصل ممكن نيست ، هميشه فاصله اي هست و عشق
و عشق صداي فاصله هاست
صداي فاصله هايي كه غرق ابهامند
هميشه عاشق تنهاست
و دست عاشق در دست ترد ثانيه هاست
دلم عجيب گرفته است
...
درست فكر كن
شتاب بايد كرد
براي اين غم موزون چه شعرها كه سرودند
عبور بايد كرد
صداي باد مي آيد ، عبور بايد كرد
و من مسافرم اي بادهاي همواره
مرا به وسعت تشكيل برگ ها ببريد
مرا به خلوت ابعاد زندگي ببريد
...
عبور باید کرد
و هم نورد افقهای دور باید شد
Post a Comment
<< Home