چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Tuesday, April 28, 2009

هفده


فیلم ساده و زیبای بیست را حتما ببینید. فقط اگر توانستید در پایان فیلم و هنگامی که پرستویی مجلس عروسی را ترک می کند شما هم سینما را ترک کنید چرا که پایان فیلم مزه شکلات های تلخ را دارد. شخصیت پردازی ها بسیار خوب است اگر چه کمی اغراق هم قاطی ماجراست. سلیمانی که همان پرستویی معروف است کپی شخصیت هایی است که بارها و بارها از پرستویی دیده ایم. اشک از چشمان درشت او و قیافه ماتم زده و مبهوت او ، برای من تکراری و خسته کننده است. شاید اگر همانگونه که مسئله خود را با رستوران حل کرد با زن داداش کافه ترانزیت هم حل می کرد می شد این فیلم را ادامه آن فیلم دانست. بقیه بخصوص مهتاب کرامتی بسیار توانا بودند. از دیدن فیلم لذت بردم و آن را شایسته 17 می دانم

Friday, April 24, 2009

دلتنگی

پیش از اینها همزبانی داشتم
مونسی، آرام جانی داشتم
درهیاهوی جهان هیچ و پوچ
مهر در گنج نهانی داشتم
زخم های سینه ام بسیار بود
مرهمی، عیسی دهانی داشتم
مانده در گرداب و طوفان های سخت
تکیه گاه پر توانی داشتم
در ستیز فتنه های رنگ رنگ
ناوک و ابرو کمانی داشتم
نا امید از بد سگالان عنود
سر بروی زانوانی داشتم
در شب بی قدری دل های مست
دل به دست دلستانی داشتم
دور از شبگیر و شیخ و محتسب
باده ای در دیدگانی داشتم
اندک اندک مست وشیدا می شدم
غرقه گر بودم کرانی داشتم
لیک - من غرقم کنون در هیچ و پوچ
دور از آن گنجی که آنی داشتم
چشم آیینه به راه انعکاس ماهتاب
از مهی کو زآسمانی داشتم
از سروده های پیشین

Tuesday, April 21, 2009

عمر عزیز


اما هريكسون 100 ساله در مسابقه بولينگ در استاديوم بولينگ در نوادا
وي پيرترين شركت كننده تاريخ مسابقات قهرماني بولينگ زنان آمريكاست كه به مناسبت پنجاهمين سال خضور پياپيش جايزه ويژه اي به اين مناسبت دريافت كرد. خبرگزاری آسوشیتد پرس

.

تا چند وقت دیگر عمر انسان بسیار طولانی خواهد شد مثلا هزارسال. احتمالا ما تمام آن هزارسال را بدبخت زندگی خواهیم کرد تا خدای نکرده یک زمانی بدبخت نشویم

Monday, April 20, 2009

بی خیالش

خیلی وقته که حالم خرابه. به همین خاطر پیش تعدادی از متخصصین امور روانی که به شیوه موزیکال درمان می کردند رفتم. پیش از من بیمار دیگری در حال درمان بود که گروه موزیکال روانشناسان او را به آرامش می رساندند. منهم که مثل او بودم نیازی به تکرار درمان نداشتم. احتمالا شما هم نخواهید داشت. توجه داشته باشید که دکاتره با ریتم ضربی و هماهنگ پاسخ های روانشناسانه خود را ارائه می فرمودند
بابا حالم خرابه.................... ولش کن بی خیالش
همه فکرام رو آبه.................... ولش کن بی خیالش
پروگرامم خرابه.................... ولش کن بی خیالش
میگن مشکل ست آپه.................... ولش کن بی خیالش
ولش کن بی خیالش ....... بذار بگه زکارش
رییس من چلاقه.................... ولش کن بی خیالش
تو دفترش کلاغه.................... ولش کن بی خیالش
مدیرش با جناقه.................... ولش کن بی خیالش
مشاورش الاغه.................... ولش کن بی خیالش
ولش کن بی خیالش.......... بگه ز روزگارش
شریکم زده رفته..................... ولش کن بی خیالش
تو کیفش پر سفته.................... ولش کن بی خیالش
وکیلمم که گفته.................... ولش کن بی خیالش
تمومی همین هفته.................. ولش کن بی خیالش
ولش کن بی خیالش.........چطوره وضع و راهش
آخه سبزی گرونه .................... به توچه بی خیالش
فتوت یه قرونه.................... به توچه بی خیالش
راننده کج میرونه.................... به توچه بی خیالش
میگن اینجا ایرونه.................... به توچه بی خیالش
به توچه بی خیالش....... بذار سرو رو بالش
چشام خوابی نداره ......................ببندش بی خیالش
یارو میزد نقاره.......................ببندش بی خیالش
حالا لکسوس سواره.......................ببندش بی خیالش
معلمش بیکاره.......................ببندش بی خیالش
ببندش بی خیالش ...... چیه نوشته جاتش
اینجا نوشته آدم................... پاکش کن بی خیالش
میگه سهمتو دادم................... پاکش کن بی خیالش
باید امضا می دادم .................. پاکش کن بی خیالش
نوشت منم آزادم................... پاکش کن بی خیالش
پاکش کن بی خیالش ... بگه از روز و حالش
دلم رو یکی برده.................... ولش کن بی خیالش
دلم هواشو کرده. .................. ولش کن بی خیالش
تنم می لرزه سرده.................... ولش کن بی خیالش
تو جونم پر درده.................... ولش کن بی خیالش
ولش کن بی خیالش......ولش کن بی خیالش
هنوز ادامه داره....................ولش کن بی خیالش

Friday, April 03, 2009

دفتر و خاکستر


عمری که گذشت ، از دفتر من
حاصل نه بجز ، خاکستر من
لختی به لعب ، لختی به تعب
هر دم شرری بر دفتر من

.
تا آن نگهت ، مستانه بزد
آتش به دل و ، چشم تر من
آموخته شد دل در طلبت
اشکی که روان ، در بستر من
همراه تو پر واز و گل ومی
آواز و غزل ، در دفتر من
خندان ز نگاه روشن تو
شب های سیاه و اختر من

.
نفرین به دل بدخواه فلک
زد دشنه به جان مضطر من
هجران و فراق دیدن تو
شب های دل و چشم تر من
پرواز کجا؟ ، مستی ز چه رو
هر خط غمت در دفتر من
بستان به خزان ، شادی همه غم
خاموش و سیه ، شد اختر من

.
یا رب مددی ، یا رب نگهی
بر حال نزار و مضطر من
از آن نگه مستانه بزن
آتش به دل و خاکستر من

.
عمری که گذشت از دفتر من
حاصل نه بجز خاکستر من
فروردین 88