چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Friday, April 03, 2009

دفتر و خاکستر


عمری که گذشت ، از دفتر من
حاصل نه بجز ، خاکستر من
لختی به لعب ، لختی به تعب
هر دم شرری بر دفتر من

.
تا آن نگهت ، مستانه بزد
آتش به دل و ، چشم تر من
آموخته شد دل در طلبت
اشکی که روان ، در بستر من
همراه تو پر واز و گل ومی
آواز و غزل ، در دفتر من
خندان ز نگاه روشن تو
شب های سیاه و اختر من

.
نفرین به دل بدخواه فلک
زد دشنه به جان مضطر من
هجران و فراق دیدن تو
شب های دل و چشم تر من
پرواز کجا؟ ، مستی ز چه رو
هر خط غمت در دفتر من
بستان به خزان ، شادی همه غم
خاموش و سیه ، شد اختر من

.
یا رب مددی ، یا رب نگهی
بر حال نزار و مضطر من
از آن نگه مستانه بزن
آتش به دل و خاکستر من

.
عمری که گذشت از دفتر من
حاصل نه بجز خاکستر من
فروردین 88

1 Comments:

Anonymous م ه ر و said...

?حيف زيبايي وروشنايي اين آتش نيست
چرا اين همه دلسردي

Saturday, April 04, 2009 10:30:00 PM  

Post a Comment

<< Home