دفتر و خاکستر
عمری که گذشت ، از دفتر من
حاصل نه بجز ، خاکستر من
لختی به لعب ، لختی به تعب
هر دم شرری بر دفتر من
حاصل نه بجز ، خاکستر من
لختی به لعب ، لختی به تعب
هر دم شرری بر دفتر من
.
تا آن نگهت ، مستانه بزد
آتش به دل و ، چشم تر من
آموخته شد دل در طلبت
اشکی که روان ، در بستر من
همراه تو پر واز و گل ومی
آواز و غزل ، در دفتر من
خندان ز نگاه روشن تو
شب های سیاه و اختر من
تا آن نگهت ، مستانه بزد
آتش به دل و ، چشم تر من
آموخته شد دل در طلبت
اشکی که روان ، در بستر من
همراه تو پر واز و گل ومی
آواز و غزل ، در دفتر من
خندان ز نگاه روشن تو
شب های سیاه و اختر من
.
نفرین به دل بدخواه فلک
زد دشنه به جان مضطر من
هجران و فراق دیدن تو
شب های دل و چشم تر من
پرواز کجا؟ ، مستی ز چه رو
هر خط غمت در دفتر من
بستان به خزان ، شادی همه غم
خاموش و سیه ، شد اختر من
نفرین به دل بدخواه فلک
زد دشنه به جان مضطر من
هجران و فراق دیدن تو
شب های دل و چشم تر من
پرواز کجا؟ ، مستی ز چه رو
هر خط غمت در دفتر من
بستان به خزان ، شادی همه غم
خاموش و سیه ، شد اختر من
.
یا رب مددی ، یا رب نگهی
بر حال نزار و مضطر من
از آن نگه مستانه بزن
آتش به دل و خاکستر من
یا رب مددی ، یا رب نگهی
بر حال نزار و مضطر من
از آن نگه مستانه بزن
آتش به دل و خاکستر من
.
عمری که گذشت از دفتر من
حاصل نه بجز خاکستر من
عمری که گذشت از دفتر من
حاصل نه بجز خاکستر من
فروردین 88



1 Comments:
?حيف زيبايي وروشنايي اين آتش نيست
چرا اين همه دلسردي
Post a Comment
<< Home