چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Wednesday, July 01, 2009

آذرخش

همه جا تاریک بود
و ما حیران که
خوابیم یا نابینا
در برهوتیم یا گورستان
در سکوتیم یا ناشنوا
تا آن آذرخش
که دیدیم هر آنچه که سبز و روشن وخرم بود
و حس کردیم آنچه که رسته از سرزمین پر غرورمان بود
و شنیدیم آنچه که آکنده از ندای صلابت و آرمان خواهی بود
آذرخش
نشان نور بود و
ناقوس مرگ تاریکی

1 Comments:

Blogger Unknown said...

نمیدونم که این چه تقدیریه ! قراره چی بشه ؟ در این شرایط چه باید کرد ؟

Saturday, July 04, 2009 11:58:00 PM  

Post a Comment

<< Home