چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Friday, July 17, 2009

گفتگو

ه. میگم برو رد کارت
ه. اهه حقمو خوردی دروغم گفتی حالا می گی برو رد کارت
ه. لااله.. میگم برو بچه قرتی
ه. بچه قرتی و غیر قرتی نداریم حقمو بده... وگر نه رسوات می کنم
ه. (دستش را برای زدن بلند می کند) می زنم داغونت می کنم ها
ه. مگه نزدی ... آها اینم جاش ...ببین کبود شده ...مگه این آدما رو شکل جونور در نیاوردی و انداختی به جونمون
ه. ( حمله می کند) نه نمیشه....باید بگیرم بفرستمت اونجایی که عرب نی انداخت
ه. ( دوسه قدم عقب می رود و با عصبانیت) مگه نفرستادی... اینم لیست آدمایی که دارن نی میندازن
ه. ( اسلحه اش را بیرون می کشد) شما آشغالا رو فقط باید کشت
ه. ( می خندد) مگه نکشتی ... زن ، مرد، کوچیک ، بزرگ .. برو آسفالتارو بو بکش .. بوی خون می ده... بوی عطر خون مردم
ه. ( عاصی می شود) آخه بگو چه مرگته ...چی می خوای
ه. فقط حقمو

1 Comments:

Anonymous raha said...

انان که خاک را به نظر کیمیا کنند
ایا شود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبش دوا کنند

Saturday, July 18, 2009 12:17:00 PM  

Post a Comment

<< Home