چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Saturday, March 20, 2010

بزمی نو

نمی دانم زمزمه از کجا بود
آفتاب آن را شنید و گرمتر شد
نسیم آن را شنید و بی تاب به میان شاخه ها دوید
خاک آن را شنید و به گوش دانه ها و ریشه ها رساند
دانه ها، پوسته شکافتند و جوانه زدند
ریشه ها بیدار شدند و دامن دشت و دمن، غرق گل و سبزه شد
شاخه ها جان گرفتند و لباسی از شکوفه به بر کردند
و طبیعت سرشار از زندگی شد
می گویند که زمزمه از بهشت آمده است
می گویند آنگاه که نو روز است ترنم زمزمه به رگهای طبیعت هدیه می شود
و بهار، پژواک زمزمه در روزها و روزهاست
می گویند ساغرهایی لبالب از زمزمه، عیدانه های بهشتی است که مست می کند و عشق می بارد و جان می شوید
و چه بزمی خوشتر از این و چه روزی بهتر از نوروز
نوروزتان مبارک و دلهاتان بهاری و سبز

0 Comments:

Post a Comment

<< Home