بزمی نو
نمی دانم زمزمه از کجا بود
آفتاب آن را شنید و گرمتر شد
نسیم آن را شنید و بی تاب به میان شاخه ها دوید
خاک آن را شنید و به گوش دانه ها و ریشه ها رساند
دانه ها، پوسته شکافتند و جوانه زدند
ریشه ها بیدار شدند و دامن دشت و دمن، غرق گل و سبزه شد
شاخه ها جان گرفتند و لباسی از شکوفه به بر کردند
و طبیعت سرشار از زندگی شد
می گویند که زمزمه از بهشت آمده است
می گویند آنگاه که نو روز است ترنم زمزمه به رگهای طبیعت هدیه می شود
و بهار، پژواک زمزمه در روزها و روزهاست
می گویند ساغرهایی لبالب از زمزمه، عیدانه های بهشتی است که مست می کند و عشق می بارد و جان می شوید
و چه بزمی خوشتر از این و چه روزی بهتر از نوروز
نوروزتان مبارک و دلهاتان بهاری و سبز
آفتاب آن را شنید و گرمتر شد
نسیم آن را شنید و بی تاب به میان شاخه ها دوید
خاک آن را شنید و به گوش دانه ها و ریشه ها رساند
دانه ها، پوسته شکافتند و جوانه زدند
ریشه ها بیدار شدند و دامن دشت و دمن، غرق گل و سبزه شد
شاخه ها جان گرفتند و لباسی از شکوفه به بر کردند
و طبیعت سرشار از زندگی شد
می گویند که زمزمه از بهشت آمده است
می گویند آنگاه که نو روز است ترنم زمزمه به رگهای طبیعت هدیه می شود
و بهار، پژواک زمزمه در روزها و روزهاست
می گویند ساغرهایی لبالب از زمزمه، عیدانه های بهشتی است که مست می کند و عشق می بارد و جان می شوید
و چه بزمی خوشتر از این و چه روزی بهتر از نوروز
نوروزتان مبارک و دلهاتان بهاری و سبز


0 Comments:
Post a Comment
<< Home