چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Sunday, March 28, 2010

دنیا

مسئول سالن همه را به سکوت فرا خواند. اضطراب امتحان به اوج خود رسیده بود. ممتحنین سوالات را روز زمین گذاشتند. مسئول سالن با تاکید بر اینکه سوالات با هم فرق می کند بازرس امتحانات را هم معرفی کرد. با رسیدن عقربه بزرگ ساعت سالن به عدد دوازده شروع زمان امتحان اعلام شد
با اولین نگاه ها به سوالات، چهره ها دیدنی تر شد. یکی بهت زده بود. یکی لبخند رضایتی داشت. یکی سر تکان می داد. یکی با سرعت مشغول نوشتن بود. یکی آرام تکیه کرده بود و سوال ها را سیر می کرد. یکی با استرس ته مدادش را گاز می زد. یکی آرام گریه می کرد. یکی به این طرف و آن طرف نگاه می کرد. یکی سوالات را رها کرده بود و به آستین پیراهنش ور می رفت و ...ه
ناگهان چند نفری از قسمت های مختلف سالن به اعتراض بلند شدند. بلافاصله ممتحنین بسراغ آنها رفته و تلاش کردند که آرامشان کنند. بازرس به سراغ یکی از آنها رفت.کمی با او صحبت کرد و ورقه سوالاتش را گرفت. مروری کرد. به سراغ نفر کناری او رفت و سوالات او را هم نگاه کرد. از حرکات بازرس معلوم بود به نکته ای رسیده است. در عرض مدت کوتاهی سوالات چند نفر را نگاه کرد. با عصبانیت به سراغ مسئول سالن آمد. بازوی او را گرفت و به بیرون از سالن آورد
آقا این چه امتحانیه؟. مسئول با قیافه حق به جانبی پرسید: مگه چی شده آقای بازرس؟. بازرس با عصبانیت مضاعف فریاد زد: دیگه چی می خوای بشه. سوال متفاوت برای جلوگیری از تقلبه اما این افتضاح دیگه شورشو در آورده. مسئول گفت خوب سوالا متفاوته چون سطح ها متفاوته. بازرس گفت این حرفا چیه ؟ امتحان باید استاندارد باشه. مسئول گفت خوب هست. بازرس منفجر شد: یعنی سوال بچه ابتدایی با سوالی که اشک همه رو در آورده باید یکی باشه؟ مسئول با خونسردی گفت خوب نه. بازرس گیج و ویج پرسید خوب چی پس؟ مسئول گفت اینایی که دارن امتحان میدن از سطوح متفاوتی هستند که به سطوح بالاتر خودشون میرن. خوب معلومه که سوالی که برای سطح بالا مطرح می شه باید هم اشک در بیاره.و توضیح داد: ما برای اینکه از مسائل احتمالی اجتناب کنیم اختلاف سطح ها رو اعلام نکردیم بنابراین شرکت کننده ها از همدیگه خبر ندارن. به همین خاطر ممکنه که یه نفر در مقایسه با کنار دستیش مسائلش خیلی سخت تر باشه اما خوب، سطحی که داره براش امتحان میده هم خیلی بالاتره. بازرس که گیج تر شده بود به آرامی پرسید خب پس چرا همه شونو تو یه سالن جمع کردین. مسئول خندید و گفت ما معمولا وارد معقولات نمی شیم

2 Comments:

Anonymous Anonymous said...

To be discussed !

Tuesday, March 30, 2010 2:04:00 PM  
Anonymous م ه ر و said...

با آرزوي آغازي تازه حركتي نو و انديشه هايي برتر سال نو مبارك
آخه پارسال سال الگوي مصرف بوده....

Saturday, April 03, 2010 10:08:00 PM  

Post a Comment

<< Home