چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Sunday, March 27, 2011

رهایی

چرا نهان کنم این گوهر درخشان را

چرا نهان کنم این آتش در افشان را

.

چرا به ماذنه فریاد جان رها نکنم

چرا که شهر نبیند دل خروشان را

.

چرا نبیذ جنون را به باغ نفشانم

چرا به باده نشویم دو چشم عطشان را

.

چرا زمستی و دلدادگی نگویم فاش

چرا به طعنه نکوبم ریا فروشان را

.

چرا نماز به ابروی یار نگذارم

چرا عیان نکنم مکر خرقه پوشان را

.

چرا سماع نیارم به شکر نعمت عشق

چرا بگوش برم وعظ شب فروشان را

.

چرا به مزرع عمرم جز عاشقی کارم

چرا به بحر نریزم غم خروشان را

.

دگر تلالو آیینه را نمی پوشم

چرا که یافته ام حرز باده نوشان را

.

زمستان 1389

0 Comments:

Post a Comment

<< Home