میراث پدری
همانگونه که میراث پدری به ما می رسد ما هم قسمت میراث پدری می شویم
پدری زمینی را می خرد و آن را پس از سال ها زحمت و مراقبت، تبدیل به باغ مصفایی می کند. باغ جان می گیرد و درختان میوه اش به ثمر می نشینند و پدر عمری را در شادابی و سرسبزی آن می گذارد. و در نهایت از کار افتاده می شود و چشم از دنیا فرو می بندد و این باغ به ما می رسد.حال ماییم و این باغ مصفا و درختان ستبر و پر میوه. ما و بستگان و دوستان، از موهبت میراث پدری بهره می بریم دور هم جمع می شویم و از خنکای سایه درختان و میوه های شاداب وتازه لذت می بریم و زیبایی بهار و تابستان وپاییز و زمستان را با آن تجربه می کنیم. اما در مقابل، باغ هم همچون موجودی زنده، بعد از پدر چشم به ما دارد. باغ برای زنده ماندن و رشد کردن نیازمند تلاشی حتی بیشتر از آنچه که پدر مصروفش می داشت دارد که اگر فرزند توجهی به آن نکند میراث پدری در خطر زوال و نابودی قرار می گیرد
انسان بسیاری از چیزها را از پدرانش به ارث می برد. هوشی سرشار، شخصیتی توانمند، خصوصیاتی انسانی، سیمایی خوش، دیدی نافذ و هرچه که پدران با تلاش به آن ها رسیده اند ، میراث پدری است. باغ هایی است که از پدران به ما می رسد و اگر در حفظ آن نکوشیم به زوال و نابودی کشانده می شود. دین، انسانیت، فرهنگ، علم و روشن بینی از جمله باغ ها و حدائقی هستند که در تند باد لجبازی های دنیای امروز جوانان طعمه ویرانی می شوند و دلیل کشیدن شعله به قیصریه ای که در گذر تلاش های پدران ما خشت به خشت ساخته شده است پیش افتادن دانستن ها از فهم هاست . چیزهایی را می دانیم. اما آنکه چرا می دانیم برای چه هدفی می دانیم و دانسته ما کجای دانش است را نمی فهمیم
می بینیم پدرانی را دانشمند، با انسانیت، پر تلاش و اهل بصیرت و فرزندانی که این باغ های مصفا را در وجود خود فراموش می کنند و با نسیمی مسموم، میراث بی بدیل پدری را به تاراج می دهند
حیف از میراث پدری و صد حیف از غفلت ما



