در انتظار بهار

با ساغر تهی، دلم از دست می شود
با عطر یک نگاه، دلم مست می شود
.
.
پر زد پرنده دل وجان از فراق گل
یک باغ گل ز آمدنت هست می شود
.
صبرم تمام می شود و شب هنوز هست
دردی عجین به جان، که نه شرح است می شود
.
گه جامی از هلاهل نسیان به دل دهم
هر قطره یاد می شود، از دست می شود
.
بویی ز گل که می شنود از فراز قاف
تیری به چله می شود از شست می شود
.
.


