چند قدمي با انديشه و خيال

براي آنكه زيبايي ها را ببينيم، بيانديشيم و براي آنكه شكوه آنها را حس كنيم بر بال پرنده خيال بنشينيم

My Photo
Name:

خيلي وقت نيست كه كمي راجع به خودم مي دانم.كمي درس خوانده ام.كمي كار كرده ام. كمي از دنيا را ديده ام. دلم ميخواهد همه زيبايي ها را ببينم. دلم مي خواهد گول نخورم و وظيفه اي را كه دارم انجام دهم اما خيلي وقت ها نمي شود. دوستانم را دوست دارم اما از ناسپاسي ها دلگير مي شوم.

Saturday, September 19, 2009

در انتظار بهار


با ساغر تهی، دلم از دست می شود
با عطر یک نگاه، دلم مست می شود
.
پر زد پرنده دل وجان از فراق گل
یک باغ گل ز آمدنت هست می شود
.
صبرم تمام می شود و شب هنوز هست
دردی عجین به جان، که نه شرح است می شود
.
گه جامی از هلاهل نسیان به دل دهم
هر قطره یاد می شود، از دست می شود
.
بویی ز گل که می شنود از فراز قاف
تیری به چله می شود از شست می شود
.

.

Friday, September 18, 2009

جوانه

رنگ جمعه آخر ماه مبارک رمضان، سبز بود
سبزی جوانه ای از دانه ای پر مغز
که برگهای نحیف و پر طراوتش
نشانه های رویش درخت ستبر و زیبایی را نوید می دهد
.
اگر چه جوانه سبز در مقدم پاییز طبیعت سر بر افراشت
اما نگاهی تیز بین می تواند ببیند که
در آستانه بهار دانش و بازگشت پرستوها
در آستانه پایان خواب زمستانی آنانی که مسئولیت های سترگ دینی خود را به خوش خیالی ها سپرده بودند
در آستانه به دور هم نشستن آنانی که باید با هزاران ترفند لباس خبرگی به تن کنند
و آستانه های دیگر
پاییز می تواند براستی بهاری سبز و با طراوت باشد
.
خدا را شکر که سیاهی و شقاوت نتوانست به ساحت طراوت این جوانه نزدیک شود
و جمعه ای را که به یقین من، هدیه ای بزرگ از صاحب میهمانی وصف ناشدنی رمضان بود
به رنگ رویشی سبز، نوازش کند

Wednesday, September 16, 2009

جمعه آخر


پرچم فلسطین چهار رنگ دارد

روز قدس امسال یکی از رنگهای پرچم فلسطین را دارد

خدا کند آخرین جمعه ماه خدا ، سرخ یا سیاه نباشد

Wednesday, September 02, 2009

تا طلوع

زمانه سخت سیاه است و دادها بیداد
نگاه ها همه در بهت و ناله ها فریاد
.
سریر عشق پر از کین و عاشقان در بند
به دست های سیه تیغ و قاضیان جلاد
.
شکوفه های جوانی به زیر پای عسس
کلام پیر بر آب و شمیم دین بر باد
.
به سجن، غرقه به خون لاله ها و سوسن ها
کبوتران همه در بند و کرکسان آزاد
.
سرود مرغ سحر گم شد از نوازش تیغ
به باغ سوخته جیغ کلاغ و ضجه و داد
.
ز ظلم و جور، چه گل ها تپیده در دل خاک
شرار داغ دل مادران سپرده به باد
.
رثای سوگ سیاوش، ترانه سهراب
ندای سبز فرو خفته در غم و بیداد
.
ز شرحه شرحه دل های پر لهیب و گداز
ز شعله های نفس ها که برکند بنیاد
به طرفه باده نخوت، صداع مرگ آرد
سیه دلان همه در بند و عاشقان آزاد